سلااااااااااااااااااااااااااام
خوبیییییییییییییییییییییییییییییییییین؟
بچها امروز تولدم بوذ ولیییییییییییی کسی که باید میبود و تبریک بهم میگفت
نبود
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:52  توسط سیامک
|
سلام جیجلم خوبی؟
میدونم ناراحتی ازم.اما... سیا تو.....
دلم نمیخواد ناراحت باشی
سیا تو همه زندگی منی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 19:51  توسط آیدا
|
فاصله گرفتن از ادمهایی که دوستشان داریم بی فایده است
زمان به زودی به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای انها نیست
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 19:56  توسط سیامک
|
زندگی سرگذشت و درگذشت آرزوهاست
عاشقی یعنی تحمل نه شکایت نه گله
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 23:3  توسط سیامک
|
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 22:57  توسط سیامک
|
پرودگارا ، خداوندا تو را قسم میدهم به هفت آسمانت ، پاکی و معصومیت کبوترانت ، به شقایقهای دشتهای بیکرانت ، تو را قسم میدهم به ستاره های کهکشانت ، به دریاهای جاودان و به آبهای جاری و روانت ، تو را قسم می دهم به برگهای پریشان حال خزانت ، که قلبمان مشکن ، اشکمان مریز و آباد کن دلهایمان ، غرق نعمت کن روزگارمان ، با عزت کن ناممان ، دلپذیر کن کاممان و قرین صحت کن جانمان ، خدایا پروردگارا تو را قسم میدهم به پرستوهای غربت کشیده ، به عظمت غروب ، به سادگی سحر و به آرمش سپیده ، به پاکی
لبخندهای کودکانه و به عزت و عصمت عشقهای جاودانه ، که قلبمان را مجذوب محبت ، زبانمان مست مروت و وجدانمان را برقرار عدالت گردان . پروردگارا پنجره دل بگشا به سوی بیماران ، گرفتاران ، به سوی سرهای بی سامان ، به سوی دلهای چشم انتظار و عاشقان بی صبر و قرار که چشم انتظارند ، چشم انتظار شفای تو ، وفای تو ، عطای تو و رضای تو . پروردگارا پنجره دل بگشای به سوی دلهای دردمند که دلی دردمند دارم و سری سرگردان و فکری نگران و گمشده ای در غبار روزگار و روحی بی صبر و قرار و دلی چشم انتظار .
همیشه شادکام باشید کارینا
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 22:51  توسط سیامک
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 14:54  توسط آیدا
|
هميشه تو يک ارتفاع بالايي از جو
، ديگه ابر وجود نداره. اگه يک وقت
ديدي آسمون دلت ابري بود بدون
به اندازه کافي اوج نگرفتي ما
مي توانيم دانه هاي داخل
يک ميوه را بشماريم.
اما تنها خدا مي تواند
ميوه هاي داخل
يک دانه را بشمارد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 15:34  توسط سیامک
|
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 23:42  توسط سیامک
|
بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز برآن لب نرسید
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 23:36  توسط سیامک
|